محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2277

مرآة البلدان ( فارسى )

خود خرجينى داشت كه نان و گوشت در آن بود . از قضا سگى رسيد و خرجين را ربود و فرار كرد . مسلمان عقب آن سگ رفته به يك مدخل مخفى كه به شهر راه داشت رسيد و چون بر اين مدخل وقوف يافت عساكر اسلام به هدايت او از همان مدخل به شهر ورود كردند و شهر را بگرفتند . بعد عبد الله بن عامر قصد اصطخر كرد و آنجا را به يورش و غلبه گرفت . ليكن بعضى از مصنفين گفته‌اند جور بعد از اصطخر مسخر مسلمانان شد . محمد مجدى مىنگارد وقتى كه اسكندر ايران را فتح كرد چون ديد فيروزآباد به واسطهء محل مستحكمى كه در وسط كوهها دارد آنقدر حصين است كه نمىتواند آن را متصرف شود لهذا آب رودخانهء خنايفقان را گردانده آن صفحه را در آب مستغرق ساخت و سيصد سال بعد آنجا به شكل مرداب شد . اردشير بابكان خواست آن صفحه را خشك بيندازد كه شهرى بنا كند . مهندسين بامهارت را خواسته مشورت كرد و به دستورالعمل ايشان اول يكى از قطعات كوههائى را كه به منزلهء بدنهء مرداب بود سوراخ كردند همين‌كه نزديك شد سوراخ به آب برسد در بدنهء آن قطعه كوه دو ميخ آهنى بزرگ كوبيدند و با زنجير يك سبد آهنى به ميخها آويختند كه عملجات در آن بنشينند و كار بكنند تا وقتى كه به آب رسند فورا ايشان را با زنجير بالا بكشند كه خفه نشوند . ولى از بدبختى به آب كه رسيدند فرصت اين كار را نيافتند و آب زنجيرها را پاره و عمله‌جات را تلف كرد . هنوز در بدنهء آن كوه ميخ و حلقه ديده مىشود كه نصب است . صاحب نزهة القلوب گويد فيروزآباد از اقليم سيم است . در ميان شهر عمارتى عالى ساخته و چندان بلند گردانيده كه هوايش خوش شده و از كوه به فواره آب‌بر آن بالا برده و گرد آن دكهء عظيمى كرده كه آن عمارت را ايوان خواندندى به وقت آن‌كه اسكندر رومى فتح بلاد مىكرد جهت آن‌كه به همه طرف بدانجا رفتن به گريوه فرو مىبايست رفت از فتح آن عاجز شد . آب رود خنايفقان را از ممر اول بگردانيد و سر در آنجا داد تا آن شهر خراب شد و بحيره‌اى گشت . اردشير بابكان خواست آن بحيره را خشك گرداند تا بر آنجا باز شهرى بسازد . برارهء ( برازه ) معمار ، طرف تنگ ، نقبى بريد و به وقت آب كشيدن زنجيرى بر ميان بست تا سالم ماند آب قوت كرد و زنجير بگسست و او را هلاك گردانيد و سقف آن به مرور روزگار فرومىافتاد تا دره شد . اردشير بر آن زمين شهرى ساخت و اردشير -